|
|
|
|
|
یاد می گیرم که تنها تر شوم زیر باران های اشک خیس باشم ، تر شوم یاد می گیرم ، نفرت از این روزگار زیر شلاق تفاوت زندگی از یک کلاغ قارقار یاد می گیرم : رستن و هرگز نپیوستن به غیر زیر آماج جدایی گفتن یادش به خیر یاد می گیرم کشتن احساس و حس گفتنی زیر اصرار گذشتن ماندن یک رفتنی یاد می گیرم با گلایه دل نبستن زیر آوار مصیبت تک شدن ، تنها شکستن یاد می گیرم ، یک رنگی و مشکی شدن زیر خنجر های غم بی خیالی کردن و عشقی شدن |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:16 توسط تارا
|
|
||